3 – فنون مقابله با افسار زنی
شیطان با این فن به دنبال «احتناک» یا افسار زنی[52] بر انسان است! تا بدین وسیله انسان را به سمت و سویی خلاف صراط مستقیم بکشاند! چنانکه گفت: «… لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا» (اسراء: 62) اگر تا قیامت مهلتم بخشی، بیتردید فرزندانش را جز اندکی لجام میزنم!
فن افسار زدن شیطان، یعنی آنکه شیطان بنیآدم را تحت ولایت خود در آورد و افسار هدایت انسان را در دست بگیرد و به سوی منکرات و بدیها بکشاند! و افراد پذیرنده ولایت شیطان بهطور ارادی (خودشان ولایت شیطان را پذیرفتهاند) و غیرارادی (عنان اختیارشان را به شیطان دادهاند) به سمت و سویی که ابلیس برای آنها مشخص مینماید حرکت کنند![53]
| هر كه نه در حكم تو باشد سرش | بر سرش افسار شود افسرش |
| در همه فن صاحب يك فنّ توئى | جان دو عالم بيكى تن توئى |
| فتح تو سر چون علم افراخته | خصم تو سر، چون قلم انداخته[54] |
علامه طباطبایی ره در تفسیر آیه شریفه (سجده: 31) چنین بیان میکنند که «قرآن كريم نظير اين ولايتى را كه شيطان در گناه و ظلم بر آدميان دارد براى ملائكه در اطاعت و عبادت اثبات نموده، … البته اين دو نوع ولايت منافاتى با ولايت مطلق پروردگار كه آيه “ما لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا شَفِيعٍ”[55] آن را اثبات مىكند ندارد. … و اين ولايت، همان احتناك و لگام زدنى است كه شيطان وعده داده»[56] است.[57]
و چه زیبا امام متقیان على ع افسار زنی را تعبیر مینمایند: «گردنم به آنچه مىگويم گرو باشد و درستى آن را ضمانت مىكنم كه هركس با ديده عبرت بین به كيفرهايى كه بر سر پيشينيان آمده است بنگرد، تقوا او را از فرو رفتن در شبهات باز مىدارد … بدانيد كه گناهان همچون اسبان چموش سركشى هستند كه گنهكاران بر آنها سوارند و لگامهايشان رها گشته. چنين اسبانى سواران خود را در آتش فرو اندازند. بدانيد كه تقوا همچون مركبهايى رام هستند كه پرهيزگاران بر آنها سوارند و افسارهاى آنها را گرفتهاند. چنين مركبهايى سواران خود را به بهشت مىبرند.»[58]
ما در ادامه به تعدادی از فنون مقابله با این فن شیطان، در سه ساحت شناختی، انگیزشی و رفتاری اشاره خواهیم نمود.
3 -1 – بدل فن افسار زنی (حیطه شناختی)
یکی از اولین گامهای مقابله با این فن شیطان، شناخت ماهیت و ریشهها و زمینهها و راههای مقابله با افسار زنی است؛ زیرا شناخت و مقابله با ریشهها و علل بروز موضوعات کمک مهمی در مقابله با پدید آمدن آنها میکند؛ بنابراین در اینجا به چند موردش اشاره میکنیم.
3 -1 -1- مصادیق افسار زنی در محیطی که هستی را بشناس
هر شخصی متناسب با محیطی که در آن به سر میبرد ممکن است مصادیق متفاوتی از این امر داشته باشد و یا بهتر بگوییم ممکن است مواردی برای هر کس قویتر بروز و ظهور یابند.
مثلاً ممکن است برای شخصی که در حوزه هنری مشغول است مصادیق این لگام زنی اختلاط با نامحرم و دیدن فيلمهاى شهوى و غضبى و وهمى و … باشد و برای کسی که امر قضا مشغول است ارتشاء و وارونهسازی حق و … باشد! بنابراین ضرورت اولیه دارد تا شخص سالک این مصادیق اهم را در محیط خود شناسایی نماید.
3 -1 -2- بدان که نفس آدمی نیاز به کنترل دارد!
«معيار طاعت و معصيت، ذكر و غفلت است و هركس از نفسش كه همان اسب سركش نسبت به سوارش مىباشد غفلت ورزد تا هر زمان كه سوار از افسار زدن به آن غفلت ورزد، اختيار را از او مىگيرد و طغيان مىكند و خود و سوار را نابود مىسازد.» چنانکه در حديث آمده است: «شما لگام زدهايد.» چون ولايت و ذكر همچون افسارى براى نفسند و اگر سالك از افسار زدن به نفس غفلت ورزد، به طغيان و تجاوز دچار مىشود.[59]
3 -2 – بدل فن افسار زنی (حیطه انگیزشی)
یکی از دیگر از گامهای مقابله با این فن شیطان، تحریک احساسات و ایجاد حب و بغض و ایجاد گرایش و تمایل و ایجاد احساس نیاز و ارزشدهی و ایجاد عاطفه مثبت و نفی عاطفه منفی است! به طوری که زمینه انگیزشی برای افسار زنی را به وجود آورد و زمینه انگیزشی برای پذیرش ولایت الله را از بین ببرد! در اینجا به چند مورد از این فنون اشاره مینماییم.
3 -2 -1- افسار نفست را رها نکن که شیطان میربایدش!
اگر نفس را رها کردی و بر نفس افسار تقوی نزدی و افسارش را رها کردی، بلافاصله شیطان بر این نفس رها شده افسار میزند و افسارش را در دست میگیرد و تحت امر و ولایت خودش قرار میدهد؛ و این یعنی اجرای کامل فن افسار زنی به همراه امتیاز کامل!
برای همین امیرالمؤمنین علی ع چنین میفرمایند: «امْرُؤٌ أَلْجَمَ نَفْسَهُ بِلِجَامِهَا وَ زَمَّهَا بِزِمَامِهَا، فَأَمْسَكَهَا بِلِجَامِهَا عَنْ مَعَاصِي اللَّهِ وَ قَادَهَا بِزِمَامِهَا إِلَى طَاعَةِ اللَّه.»[60] انسان بايد نفس سرکش را با لگام (تقوا) مهار کند و افسار آن را در اختيار گيرد و به وسيله اين لگام او را از معصيت خدا باز دارد و با اين زمام به سوى اطاعت فرمان حق رهبرى کند.
3 -2 -2- به تهذیب نفس بپرداز
نفس دو صفت دارد كه مانع آن در كار نيك مىشود: غرق شدن در شهوات و امتناع از طاعات؛ وقتى كه نفس اسير خواستههايش گردد، بايد به افسار تقوا مهار شود و هرگاه هنگام انجام امور موافق سركشى كند، بايد آن را بر خلاف خواستهاش سوق داد؛ و خشمش برافروزد، بايد مراعات حالش نمود؛ چون هيچ نبردى خوش عاقبتتر از خشمى نيست كه با اخلاق نيكو و خاموش كردن آتش كه به نرمى، قدرتش درهم شكسته شود؛ و آنگاه كه شراب بىخردى برايش شيرين گشت، تنها از اظهار مناقب آن و آراستن براى كسى كه نظارهگر آن است، به تنگ مىآيد. پس بايد آن را شكست و به عذاب ذلت و ذكر حقارت منزلت آن و پستى و زشتى عمل، دچارش كرد. تلاش عوام در بجا آوردن كامل اعمال است و قصد خواص به تصفيه احوال؛ تحمّل گرسنگى و بيدارى آسان است و پرداختن به اخلاق و پاكسازى از امور پست، سخت و دشوار.[61]
3 -2 -3- مراقب احتناک نسل باش!
از آنجا که یکی از اهداف شیطان ضربه زدن به جبهه حق و تقویت جبهه باطل است همواره تلاش دارد که از کمیت و کیفیت نسل مؤمنین بکاهد! و یکی از زیر فنونش احتناک نسل است که خداوند اذنش را به ابلیس داده است. او تلاش دارد تا ذریه طیبه ایجاد نشود و در نسل بنیآدم شریک شود![62] ابزارهای مختلفی هم برای اجرای این فن دارد و از جمله هنر و رسانه و فناوری و …![63]
اينجا امر «اذهب»[64] به شيطان به اصطلاح از نهى شديدتر است كه خدا شيطان را بر تصميم مؤكد افسار افكندن بر ذريه آدم آزاد گذارده و جلوى او را با اراده تكوينى نگرفته و امرهاى ديگرش نيز كه در آيه شصت و چهار[65] آمده به همين معنى است كه نخست به حركات لهو آمیز آوردن آنان است با صداهاى گوناگونش كه اين خو دليل بر حرمت لهو است، از جمله رقصهاى لهوى است و نه رزمى و يا گونهاى ديگر، كه آنگونه رقصها بر وزن صداهاى لهوى حرام است، شركت شيطان در اموال نيز واداشتن اوست به تصرفات ناشايسته مالى، چنانكه شركتش در اولاد، توليدهاى ناهنجار است، كه يا با زنا و يا حال حيض و نفاس و يا حال احرام يا روزه و مانند اینها باردار شدن خود شركتى است شيطانى، چنانكه در آخر كار اولادى را از طريق حلال به وجود آورى كه از نظر جو، محيط و شرايط نادرست اين فرزند تباه خواهد بود، اين هم خود ولادتى است شيطانى، زيرا بر حسب آياتى قرآنى مانند «وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ»[66] توليد اولاد تنها در صورت شايستگى است.[67]
3 -3 – بدل فن افسار زنی (حیطه رفتاری)
با بهرهگیری از دو دسته بدل (شناختی و انگیزشی) برای این فن شیطان، اکنون به ساحت رفتاری وارد میشویم در ادامه به تعدادی از این بدلها اشاره مینماییم.
3 -3 -1- خود را از ولایت شیطان خارج کنید
انسان از دو حال خارج نیست؛ یا بنده خداست یا بنده شیطان است. اگر بنده خدا نبود، بنده شیطان میشود. رسماً بنده شیطان میشود و بندگی شیطان یعنی تبعیت کردن از دستورات شیطان. در آیه ۳۰ سوره مبارکه اعراف فرمود: «إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّیَاطِینَ أَوْلِیَاءَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَیَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ» آنها کسانی هستند که شیاطین را بهجای خدا اولیای خودشان قراردادند. بهجای اینکه ولایت خدا را بپذیرند ولایت شیطان را پذیرفتند و گمان هم میکنند که هدایت شدند؛ یعنی از صراط مستقیم منحرف که بشوی فکر میکنی که داری در مسیر هدایت قدم برمیداری.
«أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّیَّتَهُ أَوْلِیَاءَ مِنْ دُونِی وَهُمْ لَکُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلًا» (۵۰ کهف) آیا شیطان و فرزندان شیطان را بهجای من اولیاء خودتان انتخاب میکنید؟ درحالیکه آنها دشمن شما هستند. چه جایگزین بدی را برای خودتان انتخاب کردید.[68]
3 -3 -2- پای منبر چه کسی نشستهای؟
در روایتی است از رسول خدا ص فرمود کسی که به سخن سخنگویی را گوش فرا دهد (مثلاً الآن شما دارید سخنان من را گوش میدهید) آنهم از روی تسلیم و رضا، کسی که از روی تسلیم و رضا به سخن سخنگویی گوش دهد او را پرستش کرده است. روایت از رسول خداست. پیغمبر اینجا توضیح میدهد که اگر این سخنگو از سوی خدا سخن میگوید شما خدا را پرستش کردهاید و اگر او از شیطان میگوید، شما ابلیس را پرستش کردهاید؛ یعنی اگر پای منبر کسی نشستید که او دارد روایت میخواند و کلمات الهی را میخواند، این تبعیت کردن از خداست.[69]
3 -3 -3- بر حرکت در صراط مستقیم استقامت کن
انحراف از صراط مستقیم یعنی ورود در مسیر شیاطین که همان مغضوبین و گمراهان هستند. «پس اگر کسی از صراط مستقیم و بندگی خدا منحرف شد تحت ولایت شیطان قرار میگیرد. مثل گوسفندی میماند که از چوپان و گله دور بیفتد، گرگ او را میگیرد. انسان اگر از ولایت خدا و ولایت رسول خدا بیرون بیاید تحت ولایت شیطان قرار میگیرد.»[70]
علی ماهرالنقش وب سایت علی ماهرالنقش