دوشنبه 26 اردیبهشت 1401

مقایسه ای میان مدل های مدیریت و رهبری

امروزه موضوع رهبری[1] در متن مبحث مدیریت آن‌چنان درخشنده و چشمگیر شده که برای خود جایگاه جدیدی را شانه‌به‌شانه با کل مبحث مدیریت مطرح ساخته است؛ به‌ گونه‌ای که ادبیات مقایسه‌ای بین مدیریت و رهبری، تفاوت‌ها و شباهت‌ها، افزونی‌ها و کاستی‌ها، توانایی‌ها و ضعف‌ها و… به ‌صورت امر رایج درآمده و هرچند دیرزمانی نیست که پا به عرصه گذاشته‌، با سرعت جای خود را بازنموده است.

درباره رابطه و نسبت رهبری و مدیریت دیدگاه های متفاوتی وجود دارد؛ برخی مدیریت را اعم از رهبری دانسته، و رهبری را جزئی از وظایف مدیریت انگاشته‌اند. در مقابل برخی دیگر رهبری را اعم از مدیریت دانسته، مدیریت را یکی از وظایف رهبری می‌دانند و سرانجام عده‌ای دیگر آن دو را یکی دانسته یا برای هر یک وظایفی برشمرده‌اند.[2]

البته مطالعات بسیاری دراین‌باره انجام شده است. یکی از کامل‌ترین این مطالعات را پروفسور رابیندرا کانونگو انجام داده است که جدول ذیل، خلاصه آن را به صورت مقایسه‌ای نشان می‌دهد.[3]

جدول شماره 2: تفاوت‌های رهبری و مدیریت

رهبری

مدیریت

تعریف‌کردن اهداف بلندمدت ازجمله تعیین استراتژی و تاکتیک‌های سازمان

درگیر با مسائل روزمره ازجمله ترمیم و اختصاص منابع

رفتار هدایتی

رفتار نظارتی

می‌پرسد چه چیزی و چرا باید از شرایط استاندارد تغییر کند؟

می‌پرسد چگونه و چه زمانی به شرایط استاندارد می‌رسیم؟

چشم‌اندازهای جدیدی خلق می‌کند و آن را برای سازمان تعریف می‌کند.

در محدوده فرهنگ موجود در سازمان کار می‌کند.

عمل‌کردن در جهت ایجاد تغییر در دیگران

کنترل دیگران در جهت امور معمول

استفاده از استراتژی‌های توانمندسازی

تکیه بر استراتژی‌های کنترلی

به‌مبارزه‌طلبیدن وضع موجود و خالق تغییرات

تقویت‌کننده وضع موجود و ایجادکننده ثبات

از زاویه دیگر، برخی سازمان را به دو بخش کالبد و روح تقسیم نموده‌ و چنین تعریفی از مدیریت و رهبری ارایه داده‌اند.

در تعریف رهبری و مدیریت می‌توان گفت رهبری، اثرگذاری بر رفتار خود و دیگران است و مدیریت ایجاد کالبد یا ساختار سازمان است؛ به عبارتی سازمان دو بعد دارد: یک بعد جسمی که با وظایف مدیریتی سروکار دارد و بعد روحی (رهبری) که به مسائل روحی سازمان می‌پردازد.[4]

در اینجا ذکر یک نکته ضروری است و آن این است که وقتی می گوییم یک سازمان با مدل رهبری اداره می شود منظورمان آن نیست که موضوعات و مولفه های مدیریت نادیده گرفته شوند؛ بلکه منظورمان آن است که اداره سازمان، محدود به موضوعات در دایره مدیریت نشود و به سطح رهبری ارتقاء یابد

مثلا مدیر سازمان باید رفتار نظارتی داشت و بدیهی است که بدون نظارت نمی شود هیچ سازمانی را اداره کرد، اما از رفتار هدایتی نباید غافل شد؛ باید به امور روزانه و جاری و اختصاص منابع پرداخت، اما نباید از برنامه بلند مدت غافل شود و … .
خلاصه آنکه هم باید به روح و هم به کالبد قرارگاه توجه کرد

[1]. Leadership

[2]. مرتضی موسی خانی و علی محمدنیا؛ «ارایه و تبیین شاخص‌های انتخاب مدل رهبری نوین و نحوه یکپارچه‌سازی آن در سازمان‌ها»؛ ص201-163.

[3]. R. Kanungo, Leadership in Organization: Looking Ahead to the 21st Century.

[4]. علی محمدزاده؛ «نسبت میان مدیریت و رهبری»؛ ص152-143.

همچنین ببینید

زندگی

بدون شرح    

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.