دوشنبه 7 آذر 1401

ریشه خانه‌نشینی علی علیه‌السلام در کینه‌های بدری و خیبری و حنینی بود و علت بیعت با ایشان تعویض نسل بود

دنیای اسلام پس از پیامبر، 25 سال از خلافت امیرالمؤمنین محروم بود؛ اما علت این محرومیت چه بود؟ چرا خواصی که در غدیر خم با پیامبر و ایشان بیعت بر خلافتش نمودند، در بزنگاه تاریخی رحلت پیامبر عهدشکنی کردند؟ و سخن «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ» پیامبر را به پشت سر انداختند؟

 

جواب جامع و مانع آن را در این فراز از دعاى پرفیض ندبه می‌یابیم:

«لَايُسْبَقُ بِقَرابَةٍ فِي رَحِمٍ، وَلَا بِسابِقَةٍ فِي دِينٍ، وَلَا يُلْحَقُ فِي مَنْقَبَةٍ مِنْ مَناقِبِهِ، يَحْذُو حَذْوَ الرَّسُولِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِما وَآلِهِما، وَيُقاتِلُ عَلَى التَّأْوِيلِ، وَلَا تَأْخُذُهُ فِي اللّٰهِ لَوْمَةُ لائِمٍ، قَدْ وَتَرَ فِيهِ صَنادِيدَ الْعَرَبِ، وَقَتَلَ أَبْطالَهُمْ، وَناوَشَ ذُؤْبانَهُمْ، فَأَوْدَعَ قُلُوبَهُمْ أَحْقاداً بَدْرِيَّةً وَخَيْبَرِيَّةً وَحُنَيْنِيَّةً وَغَيْرَهُنَّ، فَأَضَبَّتْ عَلَىٰ عَداوَتِهِ، وَأَكَبَّتْ عَلَىٰ مُنابَذَتِهِ، حَتَّىٰ قَتَلَ النَّاكِثِينَ وَالْقاسِطِينَ وَالْمارِقِينَ، وَلَمَّا قَضىٰ نَحْبَهُ وَقَتَلَهُ أَشْقَى الْآخِرِينَ يَتْبَعُ أَشْقَى الْأَوَّلِينَ لَمْ يُمْتَثَلْ أَمْرُ رَسُولِ اللّٰهِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ فِي الْهادِينَ بَعْدَ الْهادِينَ، وَالْأُمَّةُ مُصِرَّةٌ عَلَىٰ مَقْتِهِ، مُجْتَمِعَةٌ عَلَىٰ قَطِيعَةِ رَحِمِهِ، وَ إِقْصاءِ وُلَْدِهِ، إِلّا الْقَلِيلَ مِمَّنْ وَفَىٰ لِرِعايَةِ الْحَقِّ فِيهِمْ»

با نزدیکی‌اش در خویشاوندی به رسول خدا، کسی بر او پیشی نگرفت

و همچنین با سابقه‌اش در دین، کسی بر او مقدم نبود

و در فضیلتی از فضائل هیچ‌کس به او نرسید،

کار پیامبر (درود خدا بر او و خاندانش) را پی گرفت و بر اساس تأویل قرآن جنگ می‌کرد

و درباره خدا سرزنش هیچ سرزنش‌کننده‌ای را به خود نمی‌گرفت،

خون شجاعان عرب را، در راه خدا به زمین ریخت و دلاورانشان را از دم تیغ گذراند و با گرگانشان در افتاد،

پس به دل‌هایشان کینه سپرد، کینه جنگ بدر و خیبر و حنین و غیر آن‌ها را،

پس دشمنی او را در نهاد خود جا دادند و به جنگ با او رو آوردند

تا پیمان‌شکنان و جفاپیشگان و خارج شدگان از دایره دین را کشت

و هنگامی‌که درگذشت و او را بدبخت‌ترین پسینیان‌ که از بدبخت‌ترین پیشینیان کرد، به قتل رساند،

دستور رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش) درباره هدایت‌کنندگان، از پس هدایت‌کنندگان [امامان بعد از پیامبر] اطاعت نشد

و امّت بر دشمنی نسبت به آن حضرت پافشاری کردند

و برای قطع رحم او و تبعید فرزندانش گرد آمدند،

مگر اندکی از کسانی که برای رعایت حق درباره ایشان به پیمان پیامبر وفا کردند.

 

آری همه این‌ها به کینه‌های بدری و خیبری و حنینی خواص برمی‌گردد. همان‌هایی که در این جنگ‌ها و غیر آن‌ها زخم عدالت‌جویی علی علیه‌السلام بر پیکر خودشان و قوم و قبیله‌شان نشسته بود؛ وقتی میدان را خالی از پیامبر ص دیدند، علی را خانه‌نشین نمودند.

 

ابن ابى الحديد كه از بزرگان و افاضل علماى عامه و معتزلى مذهب است می‌گوید: «بدان که تقاعد على علیه‌السلام از جهاد براى آن است كه تو ميدانى كه چگونه مردم در آن هنگام با او بيعت نمودند و سپس بيعت خود را نقض كردند و حال آنكه از وفات رسول خدا بيست و پنج سال گذشته بود و معلوم است در اين مدت کینه‌ها فراموش شده بود و آنانى كه پدران و عشيره ايشان به دست آن حضرت كشته شده بودند مرده بودند و قرنى از ميان رفته بود و قرن تازه به جاى آن آمده بود و از آن‌هایی كه با آن حضرت عدوات داشتند و يا كينه او را در دل داشت بودند به جز از اندكى كسى باقى نمانده بود؛ و حالت او بعد از انقضاى اين مدت دراز با جماعت قريش و اظهار كينه و عداوت آنان با وى مثل اين بود كه گويا در روز وفات رسول خدا صلى‌اللّه‌عليه‌وآله‌وسلم به مسند خلافت نشسته است حتى آنكه بازماندگان قريش و جوانان و نوباوگان آن‌ها كه در جنگ‌ها او را نديده بودند و ضربت‌ها و شمشیرهایی كه به گذشتگان آن‌ها زده و آن‌ها را به جهنم فرستاده بود مشاهده ننموده بودند كارى با آن حضرت كردند و عدواتى با او نمودند كه اگر گذشتگان ايشان بودند نمی‌توانستند كرد.»[1]

 

پس نکته دومی هم حاصل می‌شود و آن اینکه وقتی نسل اول که آن زخم‌ها را از علی علیه‌السلام خورده بودند جای خودشان را به نسل بعدی دادند، بعدی‌ها به دور علی علیه‌السلام جمع شدند و با ایشان بیعت نمودند؛ به عبارت دیگر علت رجوع به امیرالمؤمنین و بیعت با ایشان تعویض نسل بود.

 

————————————————

[1] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد مجلد 11 ص 114 خطبه 211 و در نسخ ديگر خطبه 215.

همچنین ببینید

نقد عملکرد مجلس

نقد عملکرد مجلس (کلیپ ها)

به دنبال برگزاری نشست علمی با موضوع «نقد عملکرد مجلس شورای اسلامی در چارچوب قانون …