چهارشنبه 10 آذر 1400

مهم‌ترین چالش‌های فرهنگ کشور کدام است؟ (چالش‌های اندیشه‌ای فرهنگ)

اصفهان زیبا – 19 ابان ۱۳۹۴

……………

 

در ادامه سلسله مقالات مدیریت جامع فرهنگ پس از بیان ضرورت موضوع، چند سؤال کلیدی درباره فرهنگ مطرح کردیم و سپس به ابعاد مختلف موضوع مدیریت، فرهنگ، مدیریت جامع فرهنگ، رابطه فرهنگ با سایر مقولات، مدیریت پذیری فرهنگ، بررسی وضعیت مدیریت فرهنگ در سایر کشورهای جهان و تبیین نقش حوزه، دانشگاه، دولت و مردم در فرهنگ به صورتی بسیار اجمالی پرداختیم؛ و اینک در مقاله هفدهم به بررسی مهم‌ترین چالش‌های فرهنگ و ازجمله چالش‌های اندیشه‌ای در حوزه فرهنگ می‌پردازیم.

 

احیای تمدن اسلامی در ایران مستلزم برنامه‌ریزی­های بلندمدت در همه ابعاد می‌باشد که زیربنای آن تبیین چشم‌اندازهای آینده است. آنچه در احیای تمدن اسلامی و عملی شدن جامعه مدنی موزون اهمیت دارد این است که با توجه به نظام‌های سیاسی، فن‌آوری، اجتماعی، اقتصادی، عقیدتی و … ایران، کدام چارچوب نظری به‌صورت میان‌رشته‌ای برای طراحی و برنامه‌ریزی بلندمدت می‌تواند راهنمای کلی همه بخش‌ها قرارگرفته و احیای تمدن اسلامی و پیاده شدن بنیادهای جامعه مدنی را تحقق بخشد. (سلطانی، 1378)

 

حال اگر بخواهیم درباره چالش‌های فرهنگ کشور بحث کنیم، از چند منظر می‌توان به آن پرداخت، مثلاً می‌توان رویکردهای زیر را داشت.

  • محتوایی و دانشی

  • روشی و فرآیندی

  • ساختاری

  • مدیریتی

 

لذا همان­طور که در مقالات ابتدایی بیان گردید، به نظر می­رسد دو چالش اصلی امروز فرهنگ کشور، یکی نُقصان وجود نظام مدیریت جامع فرهنگ است و دیگری ضعف در استخراج و تدوین مدل‌های عملیاتی و اجرایی دینی که به آن سبك زندگى اسلامی ایرانی می­گوییم و بخش اصلی تمدّن نوین اسلامى را شکل می‌دهد (ضعف در تدوین سبک زندگی)؛ که اوّلی چالشی سیستمی و کالبدی و دوّمی چالشی محتوایی و نرم­افزاری است.

بنابراین بحث ما پرداختن به موضوع مدیریت فرهنگ است، پس در اینجا به چالش‌های مدیریت فرهنگ در کشور می‌پردازیم؛ که خود به­نوعی دربردارنده اکثر موارد دیگر نیز هست؛ بنابراین با بهره‌گیری از مطالعات انجام‌شده و نیز دیدگاه‌های نگارنده، به موارد زیر اشاره می‌شود.

 

چالش‌های اندیشه‌ای

 

 

چالش در چیستی فرهنگ

هم‌اکنون هیچ سندی در دسترس مدیران فرهنگی کشوری و استانی وجود ندارد که همه ابعاد، مؤلفه­ها، اجزاء، عناصر و شاخص­های فرهنگ در آن به‌طور عملیاتی و یکجا تدوین و تصویب ‌شده باشد، تا مدیر بتواند بر اساس آن برنامه­ریزی نماید. لذا بدیهی است موضوعی که ابعاد و حدودوثغور آن برای برنامه­ریز مشخص نبـاشـد، نمی­تواند قابل برنامه­ریزی صحیح باشد. (ماهرالنقش، 1393) در ادامه مطلب تعدادی از چالش‌های اصلی در حوزه چیستی فرهنگ را ملاحظه می‌نمایید.

 

  • عدم توافق و تفاهم بر سر تعریف، معنا و مفهوم فرهنگ

  • وجود ابهام در بخش فرهنگ؛ بخش فرهنگ حوزه‌ای پر ابهام است که حدودوثغور آن کاملاً شفاف و روشن نیست.

  • عدم تدوین مؤلفه­های جامع تشکیل‌دهنده فرهنگ و شاخص­های اندازه­گیری آن‌ها

  • گویا نبودن مفاهیم فرهنگی و ارزشی و عدم تبیین راهبردی آن‌ها

  • عدم توافق در تعیین حدود و قلمرو امور فرهنگی برای برنامه‌ریزی

  • نگاه محض مادى و ادارى به فرهنگ است

  • کیفی بودن مقولات بخش فرهنگ: غالباً اهداف در بخش فرهنگ به‌صورت مقولات کیفی تعریف می‌شوند. اهدافی نظیر تعالی و رشد انسان‌ها، تربیت اسلامی – انسانی، نزدیک شدن به خدا، خوب بودن، سعادت و سعادتمندی و … ازجمله اهدافی هستند که در مستندات مربوط به بخش فرهنگ مورد توجه قرار می‌گیرند. بدیهی است برنامه‌ریزی و سنجش میزان عملکرد دستگاه‌های مسئول در میزان دستیابی به هدف سعادتمند شدن افراد به‌سادگی انجام نخواهد شد. وجود چنین اهدافی در بخش فرهنگ، امر برنامه‌ریزی و اجرا را از یک‌سو و نظارت و پاسخگویی را از سوی دیگر با مشکل مواجه می‌کند. ازاین‌رو طراحی ابزار و روش‌هایی که بتوان با استفاده از آن‌ها برنامه‌ریزی و سنجش ناپذیری اهداف فرهنگی را به حداقل کاهش داد، از الزامات هر مدیریت فرهنگی می‌باشد.

  • عدم شناخت کامل از نقش مهم فرهنگ در توسعه

  • آمیختگی فرهنگ با مقولات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و …

  • اثرات متقابل و گهگاه نامطلوب فرهنگ دیگر بر فرهنگ خودی

 

 

چالش وضعیت موجود فرهنگ

  • عدم شناخت بیماری‌های فرهنگی و رهیافت‌های ضدفرهنگی در پیکره فرهنگ عمومی کشور که تهدید سلامت اندیشه و اخلاق جامعه به‌ویژه جوانان را در پی داشته و رفتار عادی ناهنجار و ضدارزشی را سبب شده است

  • عدم شناخت دقیق نیازهای مخاطبین در شرایط مختلف و فعالیت‌های یک‌طرفه

  • عدم همراهى بُعد فرهنگى و غیرمادى فرهنگ با سایر ابعاد، به‌ویژه ابعاد مادى جامعه به‌عنوان تأخر فرهنگى[1] شناخته می‌شود

  • بی‌توجهی و حساس نبودن سازمان‌ها، افراد و آحاد مردم نسبت به آلوده نمودن محیط‌زیست فرهنگی

  • حساس نبودن بخش‌های مختلف اجتماع نسبت به تخریب ارزش‌های فرهنگی

چالش در شیوه مدیریت فرهنگ

  • توسل به شیوه­های توصیه‌ای و تکراری در فعالیت‌های فرهنگی

  • خلط حوزه فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغی، صبغه تبلیغی دادن به کارهای فرهنگی

  • کمبود دید علمی نسبت به اوضاع فرهنگی کشور

  • غلبه وسوسه «همه‌چیز باهم» در برنامه‌های فرهنگی

 

 

در آخر از همه صاحب نظران و نخبگان عرصه مدیریت و فرهنگ تقاضا می شود تا نقدها و نظرات تکمیلی خود را از طریق سایت www.amaher.ir با نگارنده در میان گذارند.

 

—————————————

[1] Cultural Lag

همچنین ببینید

کتاب شیطان شناسی

کتاب شیطان شناسی؛ شناخت با رویکردی راهبردی و سیستمی

رسالت انسان، عبودیت همراه با معرفت است و انسان عهدی با خدا بسته که بر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *