چهارشنبه 10 آذر 1400

فرهنگ عمومی (ده): نان حلال، نان حرام!

 

متن طنزی به دستم رسید که ابعادی از رزق حلال و حرام را تبیین نموده است. لذا در ادامه آن را مشاهده می نمایید.

آقا تقى يك ماست‌بندى دارد.
او هميشه پولِ آبِ مغازه را سروقت مىدهد تا آبى كه در شيرها مي‌ريزد و ماست مى بندد حلال باشد.
او می گويد: آدم بايد يك لقمه نان حلال به زن و بچه‌اش بدهد تا فردا كه سرش را گذاشت روى زمين و عمرش تمام شد، پشت سرش بد و بيراه نباشد.

همسایه ى ما كارمند يك شركت است.
او مي‌گويد: تا مطمئن نشوم كه ارباب رجوع از ته دل راضي شده، از او رشوه نمي‌گيرم.
آدم بايد دنبال نان حلال باشد.
مي‌گويد: من ارباب رجوع را مجبور مي‌كنم قسم بخورد كه راضي است و بعد رشوه مي‌گيرم!

مدیرمان يك غذاخورى دارد.
هميشه حواسش است كه غذاى خوبى به مردم بدهد.
او مي‌گويد: در غذاخورى ما از گوشت حيوانات پير استفاده نمي‌شود و هر چه ذبح مي‌كنيم كره الاغ است كه گوشتش تُرد و تازه است و كبابش خوب در مي‌آيد. او حتماً چك مي‌كند كه كره الاغ‌ها سالم باشند و گر نه آن‌ها را ذبح نمي‌كند.
مي‌گويد: ارزش يك لقمه نان حلال از همه‌ى پول‌هاى دنيا بيشتر است!! آدم بايد حلال و حروم نكند.
مي‌گويد: تا پول آدم حلال نباشد، بركت نمي‌كند. پول حرام بىبركت است.

 

و اين حكايت ادامه دارد …..

 

1194985624696670932tasto_10_architetto_fran_01.svg.med

اللهم طهّر بطوننا من الحرام و الشبهه؛

خدایا! شکم هایمان را از غذاهای حرام و شبهه ناک پاک کن

 

همچنین ببینید

کتاب شیطان شناسی

خلاصه کتاب مدل مدیریت جامع فرهنگ

کتاب مدل مدیریت جامع فرهنگ در دو نوبت به چاپ رسیده است و برای اطلاع …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *