دوشنبه 4 مهر 1401

مكتب ايرانی – انحرافی اعتقادی، سیاسی و عقلایی

انقلاب اسلامی که در سال 1357 در این سرزمین ظهور کرد، با بر افراشتن پرچم اسلام و مبارزه با استکبار و ظالمان جهان، باعث امید بسیاری از مردم جهان شد. این امید با مقاومت های رهبر و ملت ایران در برابر سلطه گری های غرب، جنگ تحمیلی، ترورها، محاصره های اقتصادی فلج کننده و … روز به روز بیشتر می شود؛ و شرایط به گونه ای است که امروز رسماً ملت های بیدار شده در کشورهای مختلف، الگوی بیداری اسلامی خود را انقلاب اسلامی ایران نام می برند؛ که ریشه آن را باید در استفاده از الگوی استخراجی از کتاب و عترت؛ و عمل نمودن به آن ذکر کرد.

از طرف دیگر دشمنان اسلام و ایران نیز بیکار ننشسته و سعی در تخریب ارزش های ناب اسلامی این حرکت نموده؛ و از هر بهانه ای برای زیر سوال بردن آن استفاده می کنند.

در این میان و ناگهان پس از گذشت 34 سال از ظهور وبروز انقلاب اسلامی و گذر از دوران سیاه ملی گراها در کشور، دوباره صدایی بلند می شود که بوی دوران ملی گرایی، نفاق، تفرقه و جدایی می دهد. این نغمه شوم چنین می سراید که دوران مکتب اسلام تمام شده! و دوران مکتب ایران سرآغازی بر انسان شدن و رهایی بشریت است!!

لذا در ادامه بسیار خلاصه محورهای انحراف این تفکّر از منظر اعتقادی و دینی، سیاسی و عقلایی بیان گردیده است.


 

به لحاظ اعتقادی و دینی

خداوند تنها دین و مکتب مقبول را اسلام می داند، و هدایت را فقط از جانب خدا معرفی می نماید، و پیروی از هدایت شدگان را راه رهایی و رستگاری. تکمیل دین و نعمت هم مرهون همین دین و آیین (اسلام) معرفی می نماید. لذا هر دین و مکتبی غیر از اسلام را نفی و غیر قابل پذیرش می داند. از طرف دیگر خداوند دسته بندی های قومی و قبیله ای را نفی و به مقابله با هر گونه قبیله گرایی ها می پردازد، چرا که مایه انحراف از صراط مستقیم، دوری از حق و سقوط در عذاب الهی می گردد. شاخص تعالی اقوام را هم تقوی الهی می داند، نه قوم و قبیله. و نهایتاً هر چیزی نابود شدنی است الا خداوند و مکتب الهی اش، اسلام.

در ادامه به تعداد اندکی از این موارد به نقل از قرآن اشاره شده است.

1- بگو هدايت تنها و تنها هدايت خدا است.[1]

2- اسلام را (به عنوان) آيين شما پسنديدم.

امروز كافران از دين شما نوميد شدند پس، از ايشان مهراسيد و از من بهراسيد! امروز دينتان را كامل و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را (به عنوان) آيين شما پسنديدم.[2]

3- فقط اسلام

«و هر كس جز اسلام دينى گزيند هرگز از او پذيرفته نمى ‏شود و او در جهان واپسين از زيانكاران است»[3]

4- بى‏گمان دين (راستين) نزد خداوند، اسلام است.

«بى ‏گمان دين (راستين) نزد خداوند، اسلام است و اهل كتاب، اختلاف نيافتند مگر پس از آنكه به دانش دست يافتند، از سر افزونجويى كه در ميان ايشان بود»[4]

5- آنها كسانى هستند كه خداوند هدايتشان كرده پس به هدايت آنان اقتدا كن [5]

«اينها دلايل ما بود كه به ابراهيم در برابر قومش داديم! درجات هر كس را بخواهيم (و شايسته بدانيم،) بالا مى‏بريم پروردگار تو، حكيم و داناست. و اسحاق و يعقوب را به او [ابراهيم‏] بخشيديم و هر دو را هدايت كرديم و نوح را (نيز) پيش از آن هدايت نموديم و از فرزندان او، داوود و سليمان و ايّوب و يوسف و موسى و هارون را (هدايت كرديم) اين گونه نيكوكاران را پاداش مى‏دهيم! و (همچنين) زكريّا و يحيى و عيسى و الياس را همه از صالحان بودند. و اسماعيل و اليسع و يونس و لوط را و همه را بر جهانيان برترى داديم. و از پدران و فرزندان و برادران آنها (افرادى را برترى داديم) و برگزيديم و به راه راست، هدايت نموديم. اين، هدايت خداست كه هر كس از بندگان خود را بخواهد با آن راهنمايى مى‏ كند! و اگر آنها مشرك شوند، اعمال (نيكى) كه انجام داده‏اند، نابود مى‏گردد (و نتيجه‏اى از آن نمى‏گيرند). آنها كسانى هستند كه كتاب و حكم و نبوّت به آنان داديم و اگر (بفرض) نسبت به آن كفر ورزند، (آيين حقّ زمين نمى‏ماند زيرا) كسان ديگرى را نگاهبان آن مى‏سازيم كه نسبت به آن، كافر نيستند. آنها كسانى هستند كه خداوند هدايتشان كرده پس به هدايت آنان اقتدا كن! (و) بگو: «در برابر اين (رسالت و تبليغ)، پاداشى از شما نمى‏طلبم! اين (رسالت)، چيزى جز يك يادآورى براى جهانيان نيست! (اين وظيفه من است)»

6- مکتبی غیر از اسلام هرگز

«آيا جز دين خداوند را باز مى‏جويند با آنكه آنان كه در آسمان‏ها و زمينند خواه‏ناخواه گردن نهاده فرمان اويند و به سوى او بازگردانده مى‏شوند.»[6]

7- مکتب اسلام برتر از همه مکاتب

«اوست كه پيامبرش را با رهنمود و دين راستين فرستاد تا آن را بر همه دين‏ها برترى دهد اگر چه مشركان نپسندند[7]

«اوست كه پيامبرش را با رهنمود و دين راستين فرستاد تا آن را بر همه دين‏ها برترى دهد و خداوند، گواه بس.»[8]

8- مکتب اسلام، مکتب نهایی و برتر

«اوست كه پيامبرش را با رهنمود و دين راستين فرستاد تا آن را بر همه دين‏ها برترى دهد اگر چه مشركان نپسندند.»[9]

9- قبیله گرایی ممنوع

«اى مردم! ما شما را از مردى و زنى آفريديم و شما را گروه‏ها و قبيله‏ ها كرديم تا يكديگر را باز شناسيد، بی ‏گمان گرامى‏ ترين شما نزد خداوند پرهيزگارترين شماست، به راستى خداوند دانايى آگاه است.»[10]

10- هر شاخصی بجز شاخص الهی، عذاب را به دنبال دارد

«پس با خداوند خدايى ديگر (به پرستش) مخوان كه از عذاب‏شدگان باشى.»[11]

11- همه چیز نابود شدنی است الا او

«و با خداوند، خدايى ديگر (به پرستش) مخوان، هيچ خدايى جز او نيست، هر چيزى نابود شدنى است جز ذات او فرمان او راست و (همگان) به سوى او بازگردانده مى‏شويد.»[12]


 

به لحاظ سیاسی

اگر به موضوع مکتب ایرانی از منظر سیاسی بنگریم، بدلایل متعدّد این ادعا با مبانی سیاسی نظام اسلامی در تضاد است. نظام اسلامی از ابتدای شکل گیری و ایجاد، شعارهایی مبنایی را در مواجهه و مقابله با استکبار و ظالمان جهانی؛ و به منظور تمرکز قوا و همراه سازی و متحد نمودن همه اقوام و مکاتب و ادیان الهی، تعریف و رواج داد. از جمله این شعارهای مبنایی می توان به موارد زیر اشاره نمود.

1- وحدت همه ادیان الهی در دنیا

2- وحدت همه مذاهب اسلامی در جهان

3- محور قرار دادن خدا و اسلام در همه حرکت ها و دعوت های به سوی حق و مبارزه با استکبار

حالا وقتی کسی شعار ایران را بجای اسلام مطرح کند، آیا باید انتظار اقبال جهانی را داشته باشیم، یا ادبار جهانی را؟

اگر بجای موضوعی الهی و وحیانی؛ موضوعی قومی و قبیله ای را جایگزین کنیم، آیا دنیا به آن بله می گوید، و یا تازه شیطنت شیاطین شروع می شود؟ هان این همان مجوس های ایرانی هستند، که به دنبال نفی اسلام اند! چنانچه در این ایام شاهد این گونه گفتارهای شبهه آفرین بوده ایم.

از طرف دیگر، نگاه ناسیونالیستی نگاهی محدود و بخشی است، و ما را از حرکت های جهانی باز می دارد. و چه عجیب است نزدیکی شعارهای «مکتب ایرانی بجای مکتب اسلام» و «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران»!!!

از نگاه درون گفتمانی هم، ملت ایران بارها از این ملی گرایی و ملی گراها ضربه ها خورده است. مگر این عبارات امام خمینی (ره) درباره ملی گرایی  نیست؟

«ملی گرایی بر خلاف اسلام است. اسلام آمده است که همه را یک نحو به آن نظر بکند، همه جوامع را. ملی گرایی این است که الان در آمریکا بین سیاه و سفید دارد واقع می شود و این کارتری که دعوی این را می کند که من طرفدار بشر هستم این سیاهان را اینطور می کشد و این طور آزار می دهد. ملی گرایی اینست که بعضی از این دولت های عربی می گویند عربیت و نه غیر. ملی گرایی این پان ایرانیسم است، این پان عربیسم است. این بر خلاف دستور خداست و بر خلاف قرآن مجید است ما که می گوئیم جمهوری اسلامی، مجلس شورای اسلامی، برای اینکه از آن امامزاده ما معجزه ای ندیدیم!» [13]

«روز مبارک سوم شعبان المعظم، روز پاسدار است و روز تحقق پاسداری از اسلام، از حقیقت، از مکتب الهی، روز تولد بزرگ پاسداری که با خون خود و فرزندان و اصحابش مکتب را زنده کرد، مکتبی که می رفت با کجروی های تفاله جاهلیت و برنامه های حساب شده احیای ملی گرایی و عروبت با شعار ( لا خبر جاء و لا وحی نزل ) محو و نابود شود.[14]

ما چقدر سیلی از این ملیت خوردیم. من نمی خواهم بگویم که در زمان ملیت، در زمان آن کسی که اینهمه از آن تعریف می کنند، چه سیلی به ما زد آن آدم.»[15]

«باید این جهت اسلامیت را – خالص اسلامیت – حفظ کند. این ملی گراها و اینها که هی فریاد ملی ملی می زنند، همین هائی هستند که بعضی شان در این کودتا هم دخالت داشتند، بر ضد این مملکت خودشان برای دیگران، همین ها هستند که بعضی شان به طوری که شواهد هست دخالت در این امر داشتند.»[16]

«با دست حکومت های فاسد و با تبلیغ حکومت های فاسد، این نژادپرستی ها و گروه پرستی ها در بین مسلمین رشد کرده است. عرب ها را در مقابل عجم ها و ترک ها قرار دادند و عجم ها را در مقابل عرب ها و ترک ها را در مقابل دیگران و همه نژادها را در مقابل هم. اینکه من مکرر عرض می کنم که این ملی گرائی اساس بدبختی مسلمین است، برای این است که این ملی گرائی، ملت ایران را در مقابل سایر ملت های مسلمین قرار می دهد و ملت عراق را در مقابل دیگران و ملت کذا را در مقابل کذا. اینها نقشه هائی است که مستعمرین کشیده اند که مسلمین با هم مجتمع نباشند.»[17]

«اسلام آمده است که همه نژادها به هم اند، مثل دنده های شانه می مانند، هیچ کدام بر هیچ کدام تفوق ندارند، نه عرب بر عجم و نه عجم بر عرب و نه ترک بر هیچ یک از اینها و نه هیچ نژادی بر دیگری و نه سفید بر سیاه و نه سیاه بر سفید، هیچ کدام بر دیگری فضیلت ندارند. فضیلت با تقواست، فضیلت با تعهد است، با تعهد به اسلام است. اینها تبلیغاتی بوده است که، تلقیناتی بوده است که از ابرقدرت که می خواستند ما را بچاپند شده است و مع الاسف بعضی اشخاص مسلمان صحیح هم، باورشان آمده است. »[18]

«از مسائلی که طراحان برای ایجاد اختلاف بین مسلمین طرح و عمال استعمارگران در تبلیغ آن بپا خاسته اند، قومیت و ملیت است که دولت عراق سال هاست بدان دامن می زند و بعضی از طوایف هم همان راه را پیش گرفته اند و مسلمانان را در مقابل هم قرار داده اند و حتی به دشمنی کشیده اند، غافل از آنکه حب وطن، حب اهل وطن و حفظ و حدود کشور مسأله ای است که در آن حرفی نیست و ملی گرائی در مقابل ملت های مسلمان دیگر، مسأله دیگری است که اسلام و قرآن کریم و دستور نبی اکرم ((صلی الله علیه و آله و سلم)) بر خلاف آن است و آن ملی گرائی که به دشمنی بین مسلمین و شکاف در صفوف مومنین منجر می شود بر خلاف اسلام و مصلحت مسلمین و از حیله های اجانب است که از اسلام و گسترش آن رنج می برند.» [19]

«اینهائی که با اسم ملیت و گروه گرائی و ملی گرائی بین مسلمین تفرقه می اندازند، اینها لشکرهای شیطان و کمک کارهای به قدرت های بزرگ و مخالفین با قرآن کریم هستند.»[20]

«مسلمان ها در هر جا که هستند با اشکال مختلفه، یک شکل آن ملی گرایی، آن می گوید ملت فارس، آن می گوید ملت عرب، آن میگوید ملت ترک. این ملی گرایی که به این معناست که هر کشوری، هر زبانی بخواهد مقابل کشور دیگر و زبان دیگر بایستد، این آن امری است که اساس دعوت پیغمبرها را بهم می زند. پیغمبرها که از اول تا ختم شان آمده اند مردم را به برادری، به دوستی، به اخوت دعوت کرده اند، در مقابل آنها یک قشرهای تحصیلکرده در دامن غرب یا شرق آمده اند و ندانسته، اکثراً ندانسته و بعضی هم دانسته قضیه ملی گرایی را پیش کشیده اند.» [21]

«خوب، این آن ملی گرایی است که اسلام مخالف با آن هست. مگر ما اسلام را کمتر از ملت خودمان می دانیم؟ اسلام را کمتر از کشور خودمان می دانیم؟ ما برای اسلام داریم فکر می کنیم.» [22]

«زائران بیت الله و عاشقان لقاءالله ….. که از کشور ( لاشرقیه و لاغربیه ) آمده اند تا با تلبیه و لبیک لبیک، دعوت خداوند را به سوی صراط مستقیم انسانیت اجابت کنند و با پشت پا زدن بر مکتب شرقی و غربی و انحرافات ملی گرایی، فرقه زدایی نموده، با همه ملت ها بدون در نظر گرفتن رنگ و ملیت و محیط و منطقه، برادر و برابر، غمخوار یکدیگر باشند و تحکیم وحدت کنند و با ( ید واحده ) بر دشمنان بشریت و زورگویان جهانخوار بتازند. »[23]

«این انگیزه ملی گرایی و خلود در ارض است که مصالح مسلمانان را فراموش کرده و دفاع از مصالح مسلمین را در حصار ملت خاص قرار داده و قلم سرخ بر قرآن کریم و احادیث رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصومین علیهم السلام و سیره مستمره انبیای عظام و اولیای معظم علیهم السلام در طول تاریخ کشیده است.»[24]

پس کسانی خود را پیرو امام می دانند، خوب است تأمّل و توجّه مجدد نمایند.

لذا طرح شعار مکتب ایرانی بجای مکتب اسلام چیزی جز ضربه به مواضع نظام اسلام در درون و بیرون نیست.


 

به لحاظ عقلایی

و نهایتاً اگر به این موضوع از منظر عقلی بنگریم، اگر چه معتقدیم هر آنچه که عقل به آن حکم می کند، دین هم به همان حکم می کند[25]، و به دور سو گیری ها به موضوع نگاه کنیم، نکاتی مطرح می شود.

بشر امروز به دنبال هدایت و رستگاری است، و هر چه جلوتر می رویم هم گرایی در انتظار بیشتر می شود. انتظار برای رسیدن به الگویی یکه برای رهایی، رستگاری، وصل به حقیقت. و شاید همین انتظار باشد که دنیا را مهیّای ظهور منجیِ منتظر نماید.

از سوی دیگر ایرانی که ملی گراها از آن دم می زنند و از تاریخ چند هزار ساله اش یاد می کنند، مگر در آن حاکمان ظالم و مستبد و مشرک کم داشته است؟  مگر بسیاری از عقب افتادگی های ملت ایران ناشی از همین انحراف و ضلالت و وابستگی حکامش نبوده است؟ مگر همین ملت حکومت مستبد پهلوی را ساقط نکردند؟ این هم جزیی از تاریخ این مرز و بوم است. آیا انتظار داریم همه مردم دنیا بیایند و از این همه فراز و فرود تبعیّت کنند؟ آیا اگر ما بجای آنها باشیم چنین مکتبی را می پذیریم؟ البته که نه.

تازه مگر یونان و روم هم دارای سوابق تمدنی این چنینی نیستند؟ پس اگر آنها هم مکتب یونانی و رومی را مطرح کنند، مردم دنیا کدام را باید انتخاب کنند؟

پس توجّه به این امر ضروری است که باید نگاه مان جهانی باشد. هر گونه حد زدن جغرافیایی به یک تفکّر و مکتب عین خطاست، و باعث از کار افتادن آن مکتب می شود. بشر امروز به دنبال مکتبی جهان شمول است. مکتبی که از عالم ذر، تا عالم ممکنات و عالم آخرت؛ همه را در مدلی واحد تبیین و تعریف نماید. نه مکتبی محدود و وابسته و مقیّد به یک جغرافیای خاص.

اگر قرار بود مردم جهان حول یک نژاد، یک کشور، یک قدرت و … جمع شوند، وقتی مکتب آلمانی با شعار برتری نژاد آریایی ظهور کرد[26]، دور آن جمع می شدند. وقتی آمریکا شعار دهکده جهانی را سر داد، به آن اقبال نشان می دادند. تاریخ نشان داده که محوریت وحدت جوامع بشری حول نژاد و ملیت و زبان و رنگ و … نیست. بلکه محوریت بر مبنای حق است، و حق و هدایت چیزی نیست جز از جانب خدای متعال. «قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى »[27]

والسلام


[1] «قُلْ إِنَّ الْهُدَى‏ هُدَى اللَّهِ» ال عمران-73

[2] «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً» المائدة- 3

[3]  «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ» آل‏عمران – 85

[4] «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ» آل‏عمران – 19

[5] «وَ تِلْكَ حُجَّتُنَا ءَاتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلىَ‏ قَوْمِهِ  نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاءُ  إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ(83) وَ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ  كُلاًّ هَدَيْنَا  وَ نُوحًا هَدَيْنَا مِن قَبْلُ  وَ مِن ذُرِّيَّتِهِ دَاوُدَ وَ سُلَيْمَنَ وَ أَيُّوبَ وَ يُوسُفَ وَ مُوسىَ‏ وَ هَرُونَ  وَ كَذَالِكَ نجَْزِى الْمُحْسِنِينَ(84) وَ زَكَرِيَّا وَ يحَْيىَ‏ وَ عِيسىَ‏ وَ إِلْيَاسَ  كلُ‏ٌّ مِّنَ الصَّالِحِينَ(85) وَ إِسْمَاعِيلَ وَ الْيَسَعَ وَ يُونُسَ وَ لُوطًا  وَ كُلاًّ فَضَّلْنَا عَلىَ الْعَلَمِينَ(86) وَ مِنْ ءَابَائهِمْ وَ ذُرِّيَّاتهِِمْ وَ إِخْوَانهِِمْ  وَ اجْتَبَيْنَاهُمْ وَ هَدَيْنَاهُمْ إِلىَ‏ صرَِاطٍ مُّسْتَقِيمٍ(87) ذَالِكَ هُدَى اللَّهِ يهَْدِى بِهِ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ  وَ لَوْ أَشرَْكُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كاَنُواْ يَعْمَلُونَ(88) أُوْلَئكَ الَّذِينَ ءَاتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَ الحُْكمْ‏َ وَ النُّبُوَّةَ  فَإِن يَكْفُرْ بهَِا هَؤُلَاءِ فَقَدْ وَكلَّْنَا بهَِا قَوْمًا لَّيْسُواْ بهَِا بِكَافِرِينَ(89) أُوْلَئكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ  فَبِهُدَئهُمُ اقْتَدِهْ  قُل لَّا أَسَْلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا  إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَى‏ لِلْعَلَمِينَ(90)» انعام – 83 تا 90

[6] «أَفَغَيْرَ دينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ» ال عمران‏-83

[7] «هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» التوبة – 33

[8] «هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهيداً» الفتح – 28

[9] «هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» الصف – 9

[10] «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ» الحجرات – 13

[11] «فَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبينَ» الشعراء – 213

[12] «وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» القصص – 88

[13] صحیفه نور جلد12 صفحه109 الی 113      1359/03/03

[14] صحیفه نور جلد12 صفحه181 الی 183      1359/03/26

[15] صحیفه نور جلد12 صفحه256 الی 257      1359/04/29

[16] صحیفه نور جلد12 صفحه272 الی 273      1359/05/15

[17] صحیفه نور جلد12 صفحه280 الی 281      1359/05/18

[18] صحیفه نور جلد12 صفحه280 الی 281      1359/05/18

[19] صحیفه نور جلد13 صفحه80 الی 84      1359/06/21

[20] صحیفه نور جلد13 صفحه225      1359/10/05

[21] صحیفه نور جلد15 صفحه277 الی 279      1360/10/20

[22] صحیفه نور جلد18 صفحه255 الی 256      1362/12/14

[23] صحیفه نور جلد19 صفحه197 الی 205      1364/05/25

[24] صحیفه نور جلد20 صفحه16 الی 24      1365/05/16

[25] کل ماحکم به العقل حکم به الشرع

http://www.hawzah.net/fa/question/questionview/11052

[26] خوب است از این منظر، نگاهی به فیلم «مدار صفر درجه» کنیم

[27] انعام -71  بگو: «آيا غير از خدا، چيزى را بخوانيم (و عبادت كنيم) كه نه سودى به حال مال دارد، نه زيانى و (به اين ترتيب،) به عقب برگرديم بعد از آنكه خداوند ما را هدايت كرده است؟! همانند كسى كه بر اثر وسوسه‏هاى شيطان، در روى زمين راه را گم كرده، و سرگردان مانده است در حالى كه يارانى هم دارد كه او را به هدايت دعوت مى‏كنند (و مى‏گويند:) به سوى ما بيا!» بگو: «تنها هدايت خداوند، هدايت است و ما دستور داديم كه تسليم پروردگار عالميان باشيم.»

همچنین ببینید

نقد عملکرد مجلس شورای اسلامی در چارچوب قانون اساسی

در تاریخ سوم تیر ماه 1401 به همت كانون انديشه و تمدن اسلامي جلسه ای …

یک نظر

  1. I was drawn by the honesty of what you write