جمعه 10 تیر 1401

جرات داشته باش و به جامعه اقتدا نکن

اگر جامعه نتواند یا نخواهد به اولیاء خدا اقتدا کند، ادعای باورمندی به چه دردی می خورد؟ اگر ملاک های مادی تعیین کننده باشد و جامعه، بلند پروازی را در عدد و رقم پول و طلا و نقره ببیند چگونه می تواند ادعا کند معارف را باور کرده است؟ اگر تشخّص دختر و پسر ما به مدرک و پست و پولشان باشد، اگر تشخص جوان های ما به مسایل مالی و مادی باشد چگونه می توانند ادعا کنند بنده حق اند و چگونه می توانند ادعا کنند عاشق امام حسین (ع) هستند؟ وقتی دخترهای ما عملاً در سیره زندگی حضرت زهرا را قبول ندارند و پسرهای ما عملا در شیوه زیستن علی مرتضی را قبول ندارند دیگر چرا محرم که می شود سیاه می پوشند و نذری می دهند و عزاداری می کنند؟ یا رومی رومی یا زنگی زنگ. کسی که یا نمی خواهد به شیوه بزرگان اقتدا کند یا شهامت آن را ندارد که در برابر سنّت های غلط جامعه بایستد چرا می گوید من شیعه ام؟
…………………………………
برادرم خواهرم جرات داشته باش و به جامعه اقتدا نکن! جرات داشته باش و راهت را، جزییات زندگی را نه از آنچه دور و برت می پسندند از آنچه خدای تو می پسندد انتخاب کن! از گفتن و نوشتن نومید شده ام. هیچکس حاضر نیست قالب ها و باورهای غلط را بشکند. نیست یار و هم رزمی که جرات رویارویایی با کج روی ها را داشته باشد. هم رزمی نیست که برای باورهایش زندگی کند. نه برای عادات خودش و جامعه. دوستان بسیار می پرسند که چرا دیگر نمی گویی. وقتی پس از خواندن آیات قرآن هرکسی برمی خیزد و دنبال کار خودش می رود و همان که در ذهنش بوده را پی می گیرد، گفتن را چه سود. تنهایی غریبی است. این تنهایی سرنوشتی محتوم است که گویا گریزی از آن نیست.
«به نقل از جناب آقای علی رضا موسوی»

همچنین ببینید

زندگی

بدون شرح    

یک نظر

  1. مفید و آموزنده است