جمعه 10 تیر 1401

یک خاطره از قرارگاه فرهنگ

چند روز پیش که صحبت های مقام معظّم رهبری (مدظلّه العالی) را در جمع جوانان استان خراسان شمالی شنیدم؛ به یاد خاطره ی جلسه ای افتادم، حدود یک سال و اندی پیش، با مسئولان عالی فرهنگی یک استان. در آن جلسه قرار بود بر روی سندی که  بر موضوع مدیریت جامع فرهنگ و قرارگاه فرهنگ تهیه شده بود، بحث و تبادل نظر شود؛ تا مبنایی شود برای ادامه مسیر.

یکی از بزرگان جلسه به پاراگرافی در پیشگفتار آن سند اشکال وارد نمود. متن پیشگفتاری که مورد اعتراض قرار گرفت، چنین بود:

«دو چالش اصلی امروز فرهنگ کشور، یکی نُقصان وجود نظام مدیریت جامع فرهنگ است تا همه داشته­ ها، قوّت­ ها، توانمندی­ ها و امکانات خود را در یک منظومه واحد و منطقی قرار داده و در راستای ارتقاء سطح فرهنگ بکار گیریم، و دیگری ضعف در استخراج و تدوین مدل­ های عملیاتی و اجرایی دینی (ضعف در تدوین سبک زندگی اسلامی) برای بهره­ برداری از آنها در زندگی روزمره مردم است، تا به طور تکنیکی و دستورالعملی راهکارهای صحیح زندگی را نشان دهیم. که اوّلی چالش سیستمی و کالبدی، و دوّمی چالش محتوایی است.

تا کنون از ابعاد متنوعی به موضوع فرهنگ پرداخته شده که اموری بسیار با ارزش و درخور ستایش بوده، ولی عمدتاً  در مقولات فکری، نظری و تئوریک بوده است. به خصوص متفکّرین اسلامی که با استفاده از منبع بی انتهای وحی و امامت تا حدود زیادی توانسته اند در این زمینه­ ها ورود نمایند. اگر چه این موضوع امری ضروری است، و تا به ریشه­ ها پرداخته نشود نمی­ توان روبناها (مدل­ها) را بنیان نهاد، لیکن متفکّرین، متخصّصین و مدیران حوزه فرهنگ عمدتاً در همین حد باقی مانده و وارد سطوح عملیاتی، کاربردی و تکنیکی نشده ­اند. لذا جامعه ما از راهکارهای مشخص و عملیاتی مورد نیاز روزانه­ اش محروم مانده است؛ و در عوض دشمنان ما با ارائه سبک­ های زندگی آمریکایی و غربی و غیر دینی دقیقاً راه و روش زندگی را با فرهنگ خودشان ارائه و ترویج داده­ اند.»

این برادر گرامی چنین استدلال می نمود که اتفاقا در مورد سبک زندگی بسیار کار شده و ما مثلاً فلان کتاب ها را در این زمینه داریم، و مشکلی وجود ندارد. لذا با طرح این موضوع، اعتراض جدی به طرح این مطلب داشتند؛ که چرا متفکّرین، متخصّصین و مدیران حوزه فرهنگ را متهم نموده اید که وارد سطوح عملیاتی موضوع سبک زندگی نشده اند؛ و خلاصه بحثی بود دیدنی!

آن جلسه گذشت و توضیحات متولیان امر، این عزیز را قانع ننمود. (البته بگویم ایشان را فردی بسیار متدین، دلسوز، با صداقت و شجاع می دانم، اما به هر حال چنین دیدگاهی داشتند؛ و البته بعدها عده ای از این صحبت های  ایشان سوء استفاده ها نمودند!!)

بگذریم، وقتی چند روز پیش سخنرانی مقام معظّم رهبری (مدظلّه العالی) را در این باره شنیدم و دیدم، بیاد آن جلسه افتادم. لذا فقط قسمت هایی از این سخنرانی رهبری را که متن کاملش را در آدرس زیر[1] می توانید بیابید، در ادامه ذکر می کنم. در انتها هم چند نکته عرض می نمایم.

«بحثى كه امروز ميخواهم براى شما جوان هاى عزيز عرض كنم، در توضيح و تبيين مسئله‌اى است كه روز اول مطرح كردم: مسئله‌ى پيشرفت. موضوع بسيار مهمى است كه بايد مطرح كنيم. البته با طرح اين موضوعات، خودمان را قانع نميكنيم كه قضيه تمام شد؛ اين يك شروع است. ….  يكى از ابعاد پيشرفت با مفهوم اسلامى عبارت است از سبك زندگى كردن، رفتار اجتماعى، شيوه‌ى زيستن – اينها عبارةٌ اخراى يكديگر است – اين يك بُعد مهم است؛ اين موضوع را ميخواهيم امروز يك قدرى بحث كنيم. ما اگر از منظر معنويت نگاه كنيم – كه هدف انسان، رستگارى و فلاح و نجاح است – بايد به سبك زندگى اهميت دهيم؛ اگر به معنويت و رستگارى معنوى اعتقادى هم نداشته باشيم، براى زندگى راحت، زندگى برخوردار از امنيت روانى و اخلاقى، باز پرداختن به سبك زندگى مهم است. بنابراين مسئله، مسئله‌ى اساسى و مهمى است. ….

هدف ملت ايران و هدف انقلاب اسلامى، ايجاد يك تمدن نوين اسلامى است؛ اين محاسبه‌ى درستى است – اين تمدن نوين دو بخش دارد: يك بخش، بخش ابزارى است؛ يك بخش ديگر، بخش متنى و اصلى و اساسى است. به هر دو بخش بايد رسيد.
آن بخش ابزارى چيست؟ بخش ابزارى عبارت است از همين ارزشهائى كه ما امروز به عنوان پيشرفت كشور مطرح ميكنيم: علم، اختراع، صنعت، سياست، اقتصاد، اقتدار سياسى و نظامى، اعتبار بين‌المللى، تبليغ و ابزارهاى تبليغ؛ اينها همه بخش ابزارى تمدن است؛ وسيله است. البته ما در اين بخش در كشور پيشرفت خوبى داشته‌ايم. …. اما بخش حقيقى، آن چيزهائى است كه متن زندگى ما را تشكيل ميدهد؛ كه همان سبك زندگى است كه عرض كرديم. اين، بخش حقيقى و اصلى تمدن است؛ مثل مسئله‌ى خانواده، سبك ازدواج، نوع مسكن، نوع لباس، الگوى مصرف، نوع خوراك، نوع آشپزى، تفريحات، مسئله‌ى خط، مسئله‌ى زبان، مسئله‌ى كسب و كار، رفتار ما در محل كار، رفتار ما در دانشگاه، رفتار ما در مدرسه، رفتار ما در فعاليت سياسى، رفتار ما در ورزش، رفتار ما در رسانه‌اى كه در اختيار ماست، رفتار ما با پدر و مادر، رفتار ما با همسر، رفتار ما با فرزند، رفتار ما با رئيس، رفتار ما با مرئوس، رفتار ما با پليس، رفتار ما با مأمور دولت، سفرهاى ما، نظافت و طهارت ما، رفتار ما با دوست، رفتار ما با دشمن، رفتار ما با بيگانه؛ اينها آن بخشهاى اصلى تمدن است، كه متن زندگى انسان است.

 تمدن نوين اسلامى – آن چيزى كه ما ميخواهيم عرضه كنيم – در بخش اصلى، از اين چيزها تشكيل ميشود؛ اينها متن زندگى است؛ اين همان چيزى است كه در اصطلاح اسلامى به آن ميگويند: عقل معاش. …….

ميشود اين بخش را به منزله‌ى بخش نرم‌افزارى تمدن به حساب آورد؛ و آن بخش اول را، بخشهاى سخت‌افزارى به حساب آورد. اگر ما در اين بخشى كه متن زندگى است، پيشرفت نكنيم، همه‌ى پيشرفتهائى كه در بخش اول كرديم، نميتواند ما را رستگار كند؛ نميتواند به ما امنيت و آرامش روانى ببخشد؛ همچنان كه مى‌بينيد در دنياى غرب نتوانسته. …..

اصل قضيه اين است كه ما بتوانيم متن زندگى را، اين بخش اصلى تمدن را اصلاح كنيم. البته در انقلاب، در اين بخش، پيشرفت ما چشمگير نيست؛ در اين زمينه، ما مثل بخش اول حركت نكرديم، پيشرفت نكرديم. خب، بايد آسيب‌شناسى كنيم؛ چرا ما در اين بخش پيشرفت نكرديم؟ …..

نخبگان موظفند، حوزه موظف است، دانشگاه موظف است، رسانه‌ها موظفند، تريبون‌دارها موظفند؛ مديران بسيارى از دستگاه‌ها، بخصوص دستگاه‌هائى كه با فرهنگ و تربيت و تعليم سروكار دارند، موظفند؛ كسانى كه براى دانشگاه‌ها يا براى مدارس برنامه‌ريزى آموزشى ميكنند، در اين زمينه موظفند؛ كسانى كه سرفصلهاى آموزشى را براى كتابهاى درسى تعيين ميكنند، موظفند. اينها همه يك وظيفه‌اى است بر دوش همه. بايد ما همگى به خودمان نهيب بزنيم. در اين زمينه بايد كار كنيم، حركت كنيم. …….
چرا برخى از حرفهاى خوب، نظرهاى خوب، ايده‌هاى خوب، در حد رؤيا و حرف باقى ميماند؟ ……
نميشود يك تمدن را به صرف اينكه ماشين دارد، صنعت دارد، ثروت دارد، قضاوت كرد و تحسين كرد؛ در حالى كه در داخل آن، اين مشكلات فراوان، سراسر جامعه و زندگى مردم را فرا گرفته. اصل اينهاست؛ آنها ابزارى است براى اينكه اين بخش تأمين شود، تا مردم احساس آسايش كنند، با اميد زندگى كنند، با امنيت زندگى كنند، پيش بروند، حركت كنند، تعالى انسانىِ مطلوب پيدا كنند. …….

اسلام بُنمايه‌هاى يك چنين فرهنگى را براى ما معين كرده است. بُنمايه‌هاى اين فرهنگ عبارت است از خردورزى، اخلاق، حقوق؛ اينها را اسلام در اختيار ما قرار داده است. اگر ما به اين مقولات به طور جدى نپردازيم، پيشرفت اسلامى تحقق پيدا نخواهد كرد و تمدن نوين اسلامى شكل نخواهد گرفت. هرچه ما در صنعت پيش برويم، هرچه اختراعات و اكتشافات زياد شود، اگر اين بخش را ما درست نكنيم، پيشرفت اسلامى به معناى حقيقى كلمه نكرده‌ايم. بايد دنبال اين بخش، زياد كار كنيم؛ زياد تلاش كنيم. …………»

.………………………………….

اما چند نکته:

اوّل: موضوع سبک زندگی یک اولویت اساسی و مهم برای کشور و فرهنگ کشور است؛ و اساساً بخش اصلی پیشرفت و تمدن همین سبک زندگی است.

دوّم: پیشرفت ما در این حوزه چشمگیر نبوده، و متفکّرین، متخصّصین و مدیران حوزه فرهنگ نتوانسته اند در این حوزه موفق عمل نمایند.

سوّم: بايد ما همگى به خودمان نهيب بزنيم. هر کدام چه وظیفه ای داریم؟ چه باید بکنیم؟ و …

چهارم: متولی اصلی مدیریت جامع فرهنگ در کشور؛ که موضوع سبک زندگی یکی از اجزایش هست، شورای عالی انقلاب فرهنگی است. همان جایی که قرار است روزی قرارگاه فرهنگ کشور شود. البته همه نخبگان، فرهیختگان (در حوزه و دانشگاه) و دلسوزان فرهنگ در این رابطه نقش دارند؛ هر کدام در حد وُسعشان.

پنجم: امروز ما وظیفه داریم که این سبک زندگی را تعریف کنیم، نهادینه (ملکه شدن آن در جامعه) کنیم، الگوسازی کنیم. چرا که داعیه به حقِ ام القری بودن در جهان اسلام و بلکه همه مظلومان جهان را داریم. پس باید به خود نهیب بزنیم. (اگر چه این وظیفه دیروزمان بوده است!!!)

ششم: مهم ترین و اساسی ترین راهکار برون رفت از این وضعیت فرهنگی، ایجاد نظام مدیریت جامع فرهنگ در کشور است.

.………………………………….

به امید احیاء شورای عالی انقلاب فرهنگی، همان قرارگاهی که قرار بوده است در مقابل تهاجمات فرهنگی دشمنان انقلاب اسلامی دفاع کند و … .

والسلام


[1]  http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=9985

همچنین ببینید

بیانیه دیده‌بان شفافیت و عدالت درباره آسیب‌شناسی نظام قانون‌گذاری کشور

دیده بان شفافیت و عدالت طی بیانیه ای ضمن درخواست  از مجلس به منظور اصلاح …

2 نظر

  1. that’s the best answer so far!

  2. So true. Honsety and everything recognized.