پنج‌شنبه 20 مرداد 1401

آیا شان ملّت ایران این است؟

حادثه دردبار دیگری از سوی دشمنان دین بر امت اسلام و بلکه اهل دیانت در همه ادیان توحیدی وارد شد. امید آن که با صبر و علم و بصیرت امت اسلام این تهدید به فرصتی طلایی تبدیل نموده و چشمان ملحدان نور گریز از نور ولایت کور گردد. چرا که امیرالمومنین علی (ع) چنین می فرمایند که: «وَ لَا یحْمِلُ هَذَا الْعَلَمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ وَ الْعِلْمِ ».[1] لذا حضرت سه پایه بصیرت، صبر و علم را شرط لازم برای تحمّل این شرائط دشوار اعلام می­نمایند.

اما رسالت و وظیفه مسئولان عالی فرهنگی انقلاب اسلامی چیست؟ آیا در همین حد که آقایان دور هم بنشینند و انتشار 15 دقیقه از یک فیلم جنایت بار در اینترنت را محکوم کنند، وظیفه خطیرشان به انجام رسیده است؟

به یاد آوردم که در مقاله «نگاهی ژول ورنی به شورای عالی انقلاب فرهنگی[2]» که در 18 اسفند 1390 منتشر شد، و با نگاهی خوش­ بینانه (و شاید خیال ­پردازانه)، آینده شورای عالی انقلاب فرهنگی را بر اساس منویّات رهبری معظّم انقلاب (مدظله العالی)، چشم­ انداز، رسالت و وظائف شورا به ترسیم کشیده؛ چنین آمده بود.

«دیروز در جلسه مورخ 20/11/1413 هجری شمسی، شورای عالی انقلاب فرهنگی به ریاست آقای «ر» رئیس جمهوری اسلامی ایران، در محل اطاق وضعیت فرهنگ کشور تشکیل جلسه داد. ………………..

پس از آن رئیس شورای تخصّصی محصولات فرهنگی طی گزارشی اعلام نمود، بر اساس اطلاعات دریافت شده از معاونت رصد فرهنگ و بررسی­ها و تحلیل­های انجام گرفته در آن شورای تخصصی، قرار است تولید سه فیلم سینمایی بر ضد هویت ایرانی  در شرکت هالیوود تا یک ماه آینده شروع و تا پایان سال 1414 در آمریکا اکران شود. لذا شورا در یک عکس العمل به موقع تولید شش فیلم سینمایی با محوریت هویت ایرانی را مصوّب نمود. به همین منظور وزارت ارشاد موظّف شد ظرف مدّت یک ماه عناوین و کلیات مربوطه را تهیه نموده و حداکثر تا پایان دی ماه 1414 نسبت به اکران و توزیع آنها در سطح جهان اقدام نماید.»

آیا وقتی که با یک تکنیک سناریونویسی و آینده پژوهی به راحتی می توان پیش بینی نمود که دشمن چه اقداماتی را به انجام می رساند؛ و راهکارهای مقابله ای آن هم روشن است، چرا مسئولان ما باید با روشی منفعلانه فقط محکوم کنند.  بعد هم با دستپاچگی زیاد عکس العمل هایی را از خود به نمایش بگذارند.

…………………………………..

آیا این در شأن ملت صبور و عالِم و با بصیرت ایران است؟

آیا این در شأن رهبری وارسته، بصیر و تیزبین انقلاب اسلامی، که سال هاست فریاد برآورده اند و مطالبه راه اندازی قرارگاه فرهنگ را برای اعمال مدیریت جامع فرهنگ سر داده اند؛ می باشد؟ و البته گویا گوش شنوایی وجود ندارد.

آیا صرف اینکه شورای عالی انقلاب فرهنگی، این حرکت ضد دینی و ضد بشری را محکوم کند و از آن اعلام انزجار نماید، در شأن نظام اسلامی ادای دین نموده است؟

آیا واقعاً مدیریت چنین صحنه ای دشوارتر از مدیریت عرصه انرژی هسته ای است؟

آیا دشوارتر از ساخت موشک های قاره پیماست؟

آیا واقعاً باید منتظر رسیدن 20/11/1413 هجری شمسی باشیم؟

آیا ……….؟

…………………………………..

جمع بندی:

مقام معظم رهبری (مدطله العالی) در جایی چنین می فرمایند: «من اعتقاد راسخ دارم که آنچه در شأن ملت ایران است و چشم ‏انداز آینده‏ ی ما را تشکیل می‏دهد یک چیز ممکن و در دسترس است به شرط این‏که ما به شرایط آن عمل کنیم هم مسؤولان وظیفه دارند هم مردم وظیفه دارند هم وظایف اختصاصی دارند هم وظایف مشترک دارند.»[3]

به نظر می رسد با توجّه به اینکه موضع بحث روشن است، مدل علمی پاسخگویی به آن هم موجود است، و در صورت نیاز قابل تکمیل و اصلاح نیز هست؛ مشکل را فقط در یک جا میتوان جست.

آن هم عدم عزم مسئولان عالی فرهنگی بر انجام مطالبات عقلی و علمی رهبری معظم انقلاب اسلامی (مدظله العالی). همانطور که فرمود: «وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا[4]»

لذا به نظر می رسد همه صاحبان قدرت و نفوذ و تریبون و رسانه، می بایست در حرکتی عاقلانه و عالمانه به سمت ایجاد یک مطالبه عمومی برای تحقّق مطالبات رهبری معظّم انقلاب اسلامی (مدظله العالی) رهنمون گردند.

محور مطالبه هم یک بحث: چرا قرارگاه فرهنگ کشور (نظام مدیریت جامع فرهنگ) راه اندازی نمی شود؟

…………………………………..

و کلام آخر

«نمي شود با شيوه هاى سياسى – شيوه هاى سياستگران و سياستمداران – در عالم فرهنگ حركت كرد، اين خلاف شأن فرهنگ است. »[5]


[1] نهج البلاغه – خطبه 173

همچنین ببینید

نقدی بر تصمیم اخیر شورای عالی انقلاب فرهنگی مبنی بر حذف اعضای حقوقی‌اش

به نقل از جامعه خبری تحلیلی الف علی ماهرالنقش بر اساس شنیده‌های مورد وثوق، شورای …